خرید بک لینک
ایفون سه سولاخاین چند وقت اونقد مشتری خرپول داشتم که خدا بدونه. درصد سود من ثابته.ولی اونی ک با ابرو باشه، هواشو دارم. امروز واقعا برام سوال بود این حجم از ادم با این حجم از ایفون سه سوراخ، از کجا میان؟مگه ما بیچاره نشدیم با این دلار؟اینا دقیقا چه شغلی دارن که ایفون ۱۴ دارن؟یکی شون تو مرکز زیبایی کار لیزر انجام میده.شوهرش بیمه داره. یکی شون شغل نداشته و شوهرش تو راسته ی سرپرست میم اینا کار میکنه. یکی شون ارایشگره. بقیه شون واقعا از کجا درمیارن این همه پولو؟...جدی واقعا برام سواله.کل پول نقد من بعد یک سال دوندگی ۲۰ میلیونه همش. خیر سرم دفتر تبلیغات هم از خودمه تازه!اول خودم میگم. من درامدم بین ۳ تا ۵ متغیره. یه ماهم شده که مثلا ۷ دربیارم.شغل شما چیه؟ چقدر درامد دارین؟جان • یکشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۱ • 23:42 •

برچسب: نویسنده: آرتمیس اکبری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 10 اسفند 1401 ساعت: 15:03

۵۰۰ فاکینگ میلیون اخه؟؟؟امروز شیدا زنگ زد. میدونستم ک مامان بهش زنگ زده. مسخره نیست؟ اینقدرم تهدیدش کرده بودم ک ب کسی نگه. عملا من امنیت کلامی پیش هیچ کدومشون ندارم. اونا پیش من دارنا. اما من نه. همون حرفا رو سعی کرد خیلی م زیرکانه بگه. منتها من شستم خبردار بود ک مامات گفته بهش!خلاصه امشب باز ب میم گفتم. برای بار شش میلیونی ام، با میم سر خونه بحث کردم. و اتمام حجت کردم دیگه.و تازه امشب فهمیدم که مامان میم به محمد در ازای عروسی شون ک نگرقتن، ۵۰۰ تومن دو سال پیش داده. بهش گفتم میم ۵۰۰ میلیون؟ دوسال پیش؟ مگه دوسال پیش چقدر میشد عروسی اخه؟گفت طلا هم نخریدن براش دیگ. گفتن خودت بخر. ینی من تازه دارم اینا رو میفهمم. روحمم خبر نداشت. روابط ما و جاری به این صورته که ما سالی یک بار اونم ب زور با هم صحبت میکنیم و عیدو تبریک میگیم. امسال ک ترجیح میدم صحبتم نکنم. گفتم میم ۵۰۰ تومن مگه حرف مفته؟ چرا باید مامانت زمین خودشو بفروشه و برا مارال و محمد زمین و خونه بخره. اما به توی بی زبون ک میرسه بهت میگه برو وام بگیر؟ حالا میسپرم یکی زمین تو بفروشه؟چرا به تو که میرسه تو باید زمین خودتو بفروشی؟ محمد و مارال کجا زمین شونو فروختن?میگه خونه مارال که به اسم خودش نیست. میگم ماشین مارال که به اسمشه. چجوری شد مامانت تونست یهویی برا مارال پول جور کنه. ب تو که میرسه هی فقط میسپره به این و اون؟بهش گفتم مقصر مامانت نیست. تویی. من چقد احمق بودم که اصلا خبری از این ۵۰۰ تومن نداشتم و هی عزت و احترامم میزاشتم. منم ازین ببعد خیلی چیزا رو سانسور میکنم و به میم نمیگم. احمقم مگه. هر چی تو این دوسال یواشکی پرسیدم چقدر مامانت بهش داد؟ هی گفت هیچی، ۳۵ تومن داده. و من هی شک میکردم ک زن محمد هرگزم که با ۳۵ اصن اقناع ن

برچسب: نویسنده: آرتمیس اکبری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 10 اسفند 1401 ساعت: 15:03

رحم خداوند بر ما باد...

یه مشتری دارم.

ک یه کار خیلی مهم چاپی داره.

و خب من تا این کار چاپ بشه و بیاد

پیر میشم فک کنم....

.

خدایا خودت ختم به خیر کن...


جانسه شنبه نهم اسفند ۱۴۰۱ 18:24

برچسب: نویسنده: آرتمیس اکبری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 10 اسفند 1401 ساعت: 15:03

صفحه بندی